خرید بک لینک

داستانک ناخدا

داستانک ناخدا
داستانک ناخدا
 
عکس بازیگران جدید, عکس مدیران گوگل, عکس های جالب از لری پیچ, عکس های دیتاسنتر گوگل, بهترین شرکت های هاستینگ دنیا, عکس های جذاب, وزارت ارشاد و اس ام اس های بی نظیر عاشقانه

یه کشتی داشت رو دریا میرفت، ناخدای کشتی یهو از دور یه کشتی دزدان دریایی رو دید. سریع به خدمه هاش گفت: برای نبرد آماده بشین، ضمنا اون پیراهن قرمز من رو هم بیارین. خلاصه پیراهنو تنش کرد و درگیری شروع شد و دزدان دریایی شکست خوردن! کشتی همینطوری راهشو ادامه میداد که دوباره رسیدن به یه سری دزد دریایی دیگه! باز دوباره ناخدا گفت واسه جنگ آماده بشین و اون پیراهن قرمز منم بیارین تنم کنم! خلاصه، زدن دخل این یکی دزدا رو هم آوردن و باز به راهشون ادامه دادن. یکی از ملوانا که کنجکاو شده بود از ناخدا پرسید: ناخدا، چرا هر دفعه که جنگ میشه پیراهن قرمز میپوشی؟ ناخدا میگه: خوب برای اینکه توی نبرد وقتی زخمی میشم، پیراهن قرمزم نمیذاره خدمه زخمای منو خونریزیمو ببینن در نتیجه روحیهشون حفظ میشه و جنگ رو میبریم. خلاصه، همینطوری که داشتن میرفتن، یهو 10 تا کشتیخیلی بزرگ دزدان دریایی رو که کلی توپ و تفنگ و موشکو تیر کمون و از این چیزا داشتن میبینن. ناخدا که میبینه این دفعه کار یه کم مشکله، داد میزنه: خدمه سریع برای نبرد آماده بشین ضمنا پیراهن قرمز منو با شلوار قهوه ایمم بیارین! داستانک ناخدا, کشتی, دزدان دریایی

برچسب: داستانک ناخدا, کشتی, دزدان دریایی, نویسنده: ارباب حلقه ها تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1391 ساعت: 3:47

صفحه بندی